السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 14
شرح دعاى سحر ( فارسى )
على الاطلاق پيدا مى كنند و هر لحظه نورى و معرفتى افاضه مىشود . هر دمش با من دلسوخته لطفى دگر است اين گدا بين كه چه شايستهء انعام افتاد ريمهء فَلا تَعُلَمُ نَفُسٌ ما اخُفِىَ لَهُمُ مِنُ قُرَّةِ اعُيُنٍ 32 : 17 ( هيچ كس نمى داند كه از براي آنان چه چيزى دور از درك و ديد ديگران نگهدارى شده است ، چيزى كه باعث روشنى ديدهها است ) دربارهء كسانى است كه تَتَجافى جُنُوبُهُمُ عَنِ الُمَضاجِعِ 32 : 16 ( پهلو از بستر برمى دارند و با پروردگار خود به راز و نيازند ) َو في ذلِكَ فَلَيُتَنافَسِ الُمُتَنافِسُونَ 83 : 26 . شرحى كه هم اكنون به خوانندگان معرفت جو تقديم مىشود نورى است مقتبس از مشكات پنجمين پيشواى جهان شيعه كه به صورت دعا و در قالب الفاظ بر شيعيان و پويندگان راه عرفان و حقيقت افاضه شده است و بر قلب يكى از فرزندان راستين أو برتابيده و آن نور به صورت كلمات جملهها و سطور در آمده و تنزل وجودى پيدا كرده است . آرى اين شرح به قلم يكى از عارفان دل آگاه و شب زندهدارانى است كه پيوسته در سراسر عمر ، نيمههاى شب با خداى بزرگ خود مناجاتها و راز و نيازها داشته است و روح عطشان خود را با زمزم معرفت سيراب كرده است . اين روح در اثر اتصال به مبدأ قدرت آنچنان نيرومند گشته كه در عين سلوك إلى اللّه و ارتقاء به سوى وحدت ، از كثرات و عالم ماده و معاشرت با اجسام باز نمانده است و آنچنان مقام دلگشاى جمع الجمعى
--> ( 1 ) سجده - 17 . ( 2 ) سجده - 16 . ( 3 ) مطفّفين - 26 .